
گاهی اوقات چشم مان به چیزهایی میافتد که ما را با خود به گذشته میبرد؛ به آن سالهای دور کودکی و نوجوانی و جوانی. روزگاری بی بازگشت و فراموش نشدنی. همیشه چیزهایی هست که با دیدن شان ناخودآگاه آه میکشید و در عرض چند ثانیه، تمام روزهای بد و خوب گذشته به رنگ سیاه و سفید از جلوی چشمتان میگذرد. حکایت امروز ما هم همان اتفاقی است که ما را با خود به چند دهه قبل برد.هنوز کاملا از جلوی ویترین بزرگ و شیشها...
ادامه مطلب